فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى
40
تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى )
مضمون مقال « 1 » : شعر من كلّ شىء لينة « 2 » و لطيفة * مستودع « 3 » في هذه المجموعة اين مجموعهء لطايف صنع الهى « 4 » و اين شرايف مكارم پادشاهى را حسب حال شد . [ بيت ] ليس من اللّه بمستنكر * أن يجمع العالم في واحد و هر چند جوامع مكارم حسبى و نسبى و بدايع كمالات ارثى و مكتسبى اين مجموعهء كامله همچو اعداد اوراق ليل و نهار ، از عداد عدّ و شمار بيرون و از حدّ تحديد و احصا افزون است ، فامّا « 5 » اصول آنكه فروع مكرمات را اصول « 6 » دفتر حسن سيرت و كمال صفات را به مثابت فصولاند ، در اين ذات جنّت مآب ، در ضمن هشت باب ، بر ديدهء متبصّران آيات الهى « 7 » و مختبران جلايل صفات پادشاهى جلوهگر است . باب اوّل ، ( 23 - ر ) جلالت نسب نامدار : معدن اين درّ شاهوار ، بحر تبار بايندرىست . درّى كه معدن او بايندر باشد ، قدر معدنش « 8 » زياده بر « 9 » درّ باشد . فيروزهء ذاتش از كان فيروزى درخشان است ، لا جرم در بها و شرف رشك لعل بدخشان است . همچو صبح صادق از آفتاب زاييده « 10 » ، از آن نور احسان در اطراف آفاق دميده است و همچو سيل نتيجهء سحاب كرم است از آن فيض بخش خاك نشينان خطّهء عالم است . [ سلسلهء ] نسب ناميش همچو نى قند ، بند بر بند ، مذاق هر ضعيف و مستمند از شكّر لطف و احسان شيرين گردانيده و وجود حيات بخشش شربتىست از نبات حسن كه دست لطف « 11 » ذى الجود و المنن در حلق خستگان اين دار المحن چكانيده است .
--> ( 1 ) . P : مقال + شعر مشهور ، بيت ( 2 ) . P : انسة ( 3 ) . P : مستود ( 4 ) . KP : آلاهى ( 5 ) . P : و اما ( 6 ) . P : اصول + و ( 7 ) . P : بشارات آلالهى ( 8 ) . P : قدر و معدلتش ( 9 ) . P : از ( 10 ) . P : و ما يبدوه ( 11 ) . KP : تعطف